انگاری فصل بهار باز سر رسیده آخه تک درخت باغچمون سرخاب مالیده همه جا حرف بهار ، صحبت نوروز امسالم نیست خبری از حاجی فیروز تا بخوای ازهمه رنگ آقا می ببینی پای تی وی ، دم عید ، وقتی می شینی نه صدای توپ میاد نه ضرب و آهنگ یه پیام خشک و خالی از سر تنگ آقا می خواد هممون ماتم بگیریم ا ز غم و غصه واسه جدش بمیریم عیدمون ماه رمضون یا عید قربون باقی شم محرم و شام غریبون دل من تنگه واسه یه عمو نوروز کز دلم پاک بکنه غصه دیروز می دونم یه روز میاد بهار دوباره عمو نوروز واسمون هدیه میاره گله بسه هر چی باشه باز بهاره نکنه سفره ی عید سین کم بیاره عید نوروز اومده بی حرف و بی شک عزیزم دوست گلم ، عیدت مبارک
شنیده بودم که هستی
مادرم گفته بود
اما باور نداشتم
آخر ساکت بودی
دیروز گریه ات را دیدم
گفتند : باران آمده
باورت کردم !
باورت کردم .