پریانه

 آسمون و ترافیک ومن

خداییش چقدر بعضی وقتا زندگی قشنگه ها  !  وقتایی که یه جور دیگه بهش نگاه می کنی ،وقتایی که احساسش می کنی .اون وقته که به درخت جلوی خونتون دقت می کنی و به پرنده هایی که روش پرسه می زنن خیره می شی بعد به خودت می گی : چرا من هیچ وقت اینا رو نمی دیدم ؟امروز بعدارظهر پشت چراغ قرمز توی یه ترافیک بد گیر افتاده بودم. تا چشم کار می کرد ماشین بود.بوق زدن الکی ماشینا کلافم کرده بود .هروقت به اینورو اونورماشین نگاه می کردم راننده های اخمویی رو تصور می کردم که یه دستشون روی بوق ماشینه و هی دارن قر می زنن حالا یا به خودشون یا به اونایی که تو ماشینشون نشستن ! منم کلاسم دیر شده بود و با اینکه می دونستم تا 2 یا 3 بار دیگه هم اگه چراغ سبز بشه نوبت من نمی شه که برم ، بازم دنده رو خلاص نمی کردم  ناخودآگاه اخم کرده بودم .یواش یواش حوصلم سررفت یه نفس عمیق کشیدم و تکیه دادم به صندلی اون وقت بود که چشمم افتاد به آسمون باورت نمیشه چقدر قشنگ بود صاف و آبی با یه دسته ابر صورتی فوق العاده قشنگ .برای چند لحظه رفتم تو یه دنیای دیگه دنیایی که توش نه ازماشین خبری بود با اون راننده های اخمو نه چراغ قرمزی بود و نه صدای بوق ماشینی .دنده رو خلاص کردم .انگار فقط من بودم وآسمون .باورم نمی شد که این آسمون به این نزدیکی رو حتی ندیده بودم  دیگه دلم نمی خواست چراغ سبز بشه چقدر اون لحظه آرامش داشتم مطمئنم اگه اون راننده ها هم به جای بوق زدن اون لحظه به آسمون نگاه می کردن مثه من شروع می کردن به نوشتن و بعدشم می گفتن خداییش چقدر بعضی وقتا زندگی قشنگه اما ما نمی بینیم !




نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧ توسط پریانه

        عشق               

فرض کنین یه آدم فضایی که هیچی از عشق و این حرفا نمی دونه اومده تو این کره تا اینجور چیزا رو کشف کنه شروع می کنه به پرسیدن و پرسیدن از پیر و جوون و بچه می پرسه تا گشتن توی کتاب ها  و ترانه ها . شایدم بیاد سراغ من و شما خب اگه بیاد سراغ من احتمالا میگه می گه این عشق که میگن چیه ؟چه شکلیه ؟چه رنگیه؟اصلا جریانش چیه ؟

راستش من نمی دونم دقیقا بهش چی بگم آخه حرف های زیادی هست یکی مگه خوبه یکی می گه بده یکی میگه آبیه یکی می گه قرمزه البته خیلیها هم می گن مشکیه خلاصه علما هنوز سر این مسئله با هم اختلاف دارن یکی می گه دل به دل راه داره یکی مگه نه دروغ است که می گویند دل به دل راه دارد دل من عاشق و او کجا خبر دارد از اون بزرگ بزرگاش درباره عشق گفتن تا بچه های دبیرستانی و حالا دیگه تازگیها راهنماییها نمی دونم چی بگم ! کتاب حافظ و برداشتم و ورق زدم :

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند راه چاره نیست

 آندم که دل به عشق دهی خوش دمی بود 

 در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

 خب وقتی عاشق می شی همه چیز قشنگه اون وقته که عشق چشمتو کور می کنه ، گوشت رو کر .صورت معشوقت قشنگه و دلشم مثه آسمون پاک همه ی حرفاش به نظرت شیرینه مثه این ترانه ی مارتیک که می گه :حرفات و راست و دروغ دوست دارم قد شعرای فروغ دوست دارم مریم حیدرزاده هم تو آلبوم اولش که خیلی هم فروش کرد معشوقش رو اینطور توصیف کرد :مثه یه تولدی تو مثه تقدیر مثه قسمت مثه الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت خلاصه اون می شه بت تو و تو هم تو رویاهات یه کلبه درست می کنی که تمام آرزوهات قراره توش براورده بشه اون وقته که می گی بت

 

صدای او ندای عشق و هستی شد او بت کار من شد بت پرستی

 اما اون لحظه ای که با عشقتی بهتریت لحظه ی زندگیته باهاش می ری کافی شاپ و اگه شانس بیاری و نگیرنت یه چیزی می خورین و یه کم حرف عاشقانه می زنین مثلا می گی یعنی می شه برای همیشه با هم باشیم با هم زندگی کنیم بخندیم برقصیمرقصعشق

 

 

 

یه موقعی هم می رسه که دلتنگش می شی اون قدیما زمان فیلمای فارسی که البته الانم فیلما دست کمی از اونا ندارن یه جاهله می گفت :تو شاید تو زندگیت غم نداری تو شاید تو زندگیت هیچ چیزی رو کم نداری ولی اون عاشق می خواد با عشق خود تیر کنه تار کنه دیوارا رو خراب کنه وقتی که پاسبون میاد به جای سرکار جون نوکرتم تیر بشه تفنگ بشه یه قطار فشنگ بشه

این آقا رضا هم بد نمی گه که :

مثل شقایق باید زیست کوتاه اما زیبا مثل پرستو باید کوچ کرد فصلی اما هدفمند مثل بروانه باید جان سپرد سوزناک اما عاشق

خلاصه می گذره و می گذره یه روز می رسه که می فهمی یا بهش می رسی یا بهش نمی رسی اون وقته که اگه بدونی که رفته که دیگه نیاد می ری تو کما اولین کاری که می کنی اینه که یه تیر توی قلب می کشی مثه این که نمی دونم جریانش چیه که تو همه ی دفتر خاطراتا هم هستقلب تیر خورده

 

 اگه طرفت رفته باشه سراغ یکی دیگه که می ری تو کار نفرین و این حرفا مثه دوست خوبمون چاوشی که می گه :

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش

 خیلی موقع ها هم می زنه به سرتو خود کشی می کنی یه روزی هم میشه که واست فقط یه خاطره می شه اینم یه قسمت از زندگیه دیگه . شما اگه جای من باشین به اون آدم فضایی چی می گین؟

 

 




نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ توسط پریانه

 

قلبhi

hi

asl plz

22 f teh

23 teh m

kojaye teh hasti azizam

niavaran to chi

pasdaran

khosh tip hasti

ghad 184 vazn 79

ohhhhhh manam ghad 165 vazn 50

ax dari

na alan nadaram to chi

manam felan nadaram

az khodet begoo bf dari

taze be ham zadim

........................

اااااااه خسته شدم از این چرندیات بابا بسه دیگه توروخدا !

همش دروغ و دروغ و دروغ

میدونیما اما بازم می ریم انگاریه کرمیه توجونمون

شایدم فکر می کنیم بالاخره عشق زندگیمونو پیدا میکنیم و

 از این حرفا...

بیاین یه کم به فکر آخر عاقبتمون باشیم مثلا ممممم خوب

 ولی آخه چه آخر عاقبتی ؟

خب درس دیگه مگه ما درس نداریم ؟ ز گهواره تا

 گوردانش بجوی ...یول

می ریم دانشگاه درس می خونیم پرفسور می شیم اما بعدم

بیکار می مونیم دوباره میایم چت می کنیم

 باور کن الان  اینجا خیلی ها پرفسورن ! آره جون توقهقهه

 بروبرو به همون چتت برس برو عزیزم

 

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧ توسط پریانه
  
   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   ايميل من
   اينم دوستام